داریم میریم فردا!! بشه که موفقیت نصیبمون بشه با اینکه … تعجب می کنم از خودم که چرا آخه بعضی وقتا اینجوری , اونجوری وقت می گذارم.
دستهبندیشده در: کتاب | برچسبها: قطار، مسابقات | بیان دیدگاه »
داریم میریم فردا!! بشه که موفقیت نصیبمون بشه با اینکه … تعجب می کنم از خودم که چرا آخه بعضی وقتا اینجوری , اونجوری وقت می گذارم.
دستهبندیشده در: کتاب | برچسبها: قطار، مسابقات | بیان دیدگاه »
همیشه همینجوری می شم , حساس . حساس به همه چی , حتی حساس به متن. حساس می شم از اینکه حتی روزها دارن می گذرن , حتی حساس می شم به فصل امتحانا , حتی به نقد خواهرم , حساس حتی به رفتارها , حساس به آهنگ , حساس به … وقتی با سمیرا [...]
دستهبندیشده در: شب نوشت | برچسبها: من، مسابقات، جنب و جوش، سفر | بیان دیدگاه »
غارت کرد همه اعتمادم به دوستی را این دخترک. همین را بگویم که دل ما را شکاند و ما آن شب به صفحه چت آن دخترک دیگر و حرفهایش چشم دوختیم و اشک ریختیم تا گوله گوله اشکهایمان مرهمی شود که نشد اما. بگذریم از این دوستمان که مهاجری بود در این دهات دوستی ما, [...]
دستهبندیشده در: کتاب | برچسبها: مسابقات، دوست، غارت | بیان دیدگاه »