گاهی روزها

گام …  گام  … گام  ….     گام بر میدارم برای روزهایی که می خوامشون.بودن یا نبودن , مهم منم و آرزوهام و اهدافم .

اعصابی این 2 روز از من رفت برای کار که تابحال نرفت و من نشستم رو به همکارم و گفتم : من چرا باید کار کنم ؟ چرا واقعاً ؟؟؟ یکی بیاد به این سوال من جواب بده .

بخشی از مکالمه من و کسی که می فهمد :

+ یونی ؟ موقع رفتن بیا ببیمنمت

- نه , خونم , دیگه یونی نمیام

+ مرگ

- کوفت

+ جون

- فدات

* چرا بعضی ها اصرار دارند که تو را خر فرض کنند؟ از مهربونی آدم سوء استفاده می کنند ؟ چرا من آدمیم که دست پای خودم بیشتر از کسایی می لرزه که می خوام صدامو براش بلند کنم ؟ تا کجا دیگه دروغ ؟ آره با توام رفیق . دروغ نگو زشته . جرات داشته باش , به قول دکتر شریعتی , «کوری رو بخاطر آرامش تحمل نکن» , مرد باش بابا.

** خوشم نمیاد از آدم هایی که دم به دقیقه به آدم یادآوری می کنند  که تو بدبختی , الهی برات بمیریم که هم کار می کنی هم درس می خونی , جزام که ندارم خوب کار می کنم دیگه میگه چیه ؟

***  برای کسایی که توی این روزهای من هستید , راستش را بخواهید توی این روزهای من نیستید , خیلی تنهام و همین تنهایی را دوست می دارم , همین پیاده قدم زدن در پیاده روهای دانشگاه فردوسی وقتی ایستگاه ها رو اشتباه پیاده میشم و بجاش آهنگ های مورد علاقم رو گوش می کنم  و دیالوگ می سازم برای لحظاتی که می خوان جاودانه بشن در روزهای پیش روم . لذتش را به دنیا دنیا نمی دهم .

**** به لیست آرزوهام باید یک دوربین عکاسی حرفه ای هم اضافه کنم برای ثبت دیالوگ ها ,         دیالوگ و عکس ؟      می سا زند باهم نگران نباش.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.